
چرا عدهاي رفتند و رسيدند و چشيدند و ما هميشه در پس قافله به گرد آنها خيره شويم و غبار آنها را به ديده بركشيم؟ راستي چرا از اين همه نماز خواندن، چيزي نصيب من و تو نميشود؟
و چرا هميشه در هواي نفسمان سير ميكنيم و هيچ گاه لذت سير در آسمان را نميچشيم؟
راستي چرا ما قطره مانديم و عدهاي دريا شدند؟
و من و تو غبار سرگردان و عدهاي خورشيد فروزان؟
و او خود پاسخمان ميدهد: همه ارباب صنايع و اهل لذّات و معاملات و عادات، اعمال خود را به حضور قلب انجام ميدهند؛ به جهت آن كه قلب داراي محبوب است و لذا متوجه به محبوب نخواهد بود و فقط اهل عبادت محروم از قلبند! با آن كه اساس پرستش و ستايش بر حضور است و حقيقتاً تمام عاملين به اعمال خود را اخطار ميكنند به اهل عبادت كه ما عملي نكردهايم مگر به حضور قلب، آيا شما در تمام عمر عبادت كردهايد به حضور قلب يا نه؟ و من با شرمندگي نمازهايم را به خاطر ميآورم كه بدون هيچ تلاشي خود را به هواهايم ميسپارم و در نمازم در همه جا سير ميكنم جز در حضور او! مگر فراموش كردهام كه در نماز در برابر كه ايستادهام؟
أ أنت اله الذي لا اله الا انت
أ أنت اله الذي لا معشوق سواك
أ أنت اله الذي لا معبود سواك
أ أنت اله الذي لا اله الا انت ... در برابر او؟
او كه همان محبوب ماست! او كه همان معشوق ماست! او كه اين همه ميدويم تنها براي رسيدن به او ! او كه تمام غايت و آرزوي ماست! او كه تمام عشق و هدف ماست ! او كه تمام اضطراب و اميد ماست، پس چرا ... !
چرا در برابرش كه ميايستیم، حريمش را ميشكنيم؟ و آزارش ميدهيم؟ نماز كن به صفت، فرشته بايد و من
هنوز در صفت ديو و دد گرفتارم...
از اين نماز نباشد به جز آزارت
همان به آن كه تو را بيش از اين نيازارم
از اين نماز غرض آن بود كه من با تو
حديث درد فراق تو باز بگزارم
وگرنه اين چه نمازي بود كه من بيتو
نشسته روي به محراب و دل به بازارم.
بیـ... رنگـ... :
+ نماز بلندترین فریاد هاست
و قامت ما به بلندای نماز است،
یعنی قدرت ما را باید در نمازمان جست.
"شهید سیّد مرتضی آوینی"
.
.
.
+ نماز آیات می خوانم،
وقتی گرفته ای...
برچسبها: نماز, قافله, عبادت, خدا, محبوب, معشوق, آرزو, فرشته, فریاد
ادامه مطلب

ساعت
اختراع عجیبی ست؛
هر لحظه،
نبودنت را به رخ ام می کشد...
بیـ... رنگـ... :
+ يَابْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقيمِ، يَابْنَ النَّبَأِ الْعَظيمِ، يَابْنَ مَنْ هُوَ فى أُمِّ الْكِتابِ لَدَى اللَّهِ عَلِىٌّ حَكيمٌ، يَابْنَ الْآياتِ وَالْبَيِّناتِ، يَابْنَ الدَّلائِلِ الظّاهِراتِ، يَابْنَ الْبَراهينِ الْواضِحاتِ الْباهِراتِ، يَابْنَ الْحُجَجِ الْبالِغاتِ، يَابْنَ النِّعَمِ السّابِغاتِ، يَابْنَ طه وَالْمُحْكَماتِ...
"اى فرزند صراط مستقيم خدا؛ اى فرزند خبر عظيم؛ اى فرزند كسى كه در امّ الكتاب (علم حق) نزد خدا على و حكيم است؛ اى فرزند حجّتهاى واضح الهى؛ اى فرزند ادلّه روشن حق؛ اى فرزند برهانهاى واضح و آشكار خدا؛ اى فرزند حجّتهاى بالغه الهى؛ اى فرزند نعمتهاى عام الهى؛ اى فرزند طه و محكمات قرآن"
+ چقدر جمعه بخوانم، دعای آمدنت را؛
دلم گرفت از نیامدنت...
برچسبها: امام زمان, ساعت, آدینه, انتظار, منتظر, ظهور, باران, دلتنگی, جمکران, دعای ندبه, گل نرگس, دعای فرج, اللهم عجل لولیک الفرج, بغض
ادامه مطلب

با فرا رسیدن روز ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، این سوال تکرار می شود که از فاطمیه تا فاطمه مسئله ی اصلی فاطمیون چه بوده است؟
آیا جز بحث حجاب و عفاف بوده است؟ آیا در این مدت این مشکل حل شد؟ اگر شد، چه عواملی سبب شد و اگر نشد، چه باید کرد و چه نباید کرد، چه باید نوشت و چه نباید نوشت…
اما می بینیم که وضعیت بهتر نشده است.
آخر چرا؟
مگر ما دین نداریم؟مگر مسلمان نیستیم؟ چرا آنطور که هوای نفسمان می خواهد به برخی از احکام دین عمل نموده و باقی اش را دور ریز می نماییم؟؟! آیا حکایت ما حکایت آن آیه نیست که می فرماید" یومنون ببعض الکتاب و یکفرون ببعض"(آیا به بعضی از آیات کتاب الهی ایمان می آورید و به بعضی کافر می شوید؟)
بله دیگر، بعضی افراد جامعه ما، دین را داخل مولینکس ریخته و با یه "1 2 3" گفتن، کل اش را چرخ داده و هم می آورند!
این چه دینی است دیگر، که ما درست کرده ایم؟ فردا در روز قیامت چگونه پاسخ خواهیم داد به ضعف ها و نقص ها و قصور ها و تقصیرها!؟؟؟
دین را باید از سرچشمه آن گرفت؛ از خدا، قرآن، اهل بیت، رهبر انقلاب، علما و مراجع...
یعنی چه که خانم های عصر ما بخشی از این فُکولشان را فرو می ریزند برای نظاره خلق... مگر عقده برهنگی دارید؟ مگر حجاب را زورکی قبول کردید، مگر حجاب نقص است، مگر بی حجابی نماد تمدن و پیشرفت است، پس قربان حیوانات که کلا برهنه و متمدن و پیشروتر از همه ماهستند!
خدا کجاست در این اوضاع و احوال؟
چگونه به شهدا پاسخ خواهیم داد را، نمی دانم؟
مگر الگوی ما فاطمه نیست؟ مگر نه این که محرم از نامحرم جداست؟ مگر نه این است که رزمندگان در جبهه ها جنگیدند تا حجاب من و تو حفظ شود؟
پس چه شد؟
آری؛ فاطمه همان فاطمه است و فرهنگ اصیل فاطمی، پای فشردن بر مسائلی است که زنان جامعه ی ما را متعالی می کند. فرهنگی که زنان ما را از حضیض ِ(نهایت پستی) عصر پهلوی تا ژرفای یک زن انقلابی در دفاع مقدس که اسلحه به دست می گیرد و آموزش نظامی می بیند تا از تمام ارزش ها دفاع کند، اوج گرفته و عروج می یابد.
امام آن عامل، به فرهنگ فاطمی بود که سالروز تولدش مقارن با ولادت حضرت زهراست.
شاید باید پای فشردن امام بر بحث حجاب زنان جامعه ی اسلامی را در جوشیدن امام از منبع فاطمی دانست.
امام، زنان را نه برای اسارت و بندگی ِ شهوات می خواست،
امامی که معتقد بود از دامن زن است که مرد به معراج می رود.
روز مادر، قبل از این که هدیه ای برای مادرمان تهیه کنیم، در این تأمل کنیم که حسن، حسین و زینب برای مادرشان چه می کردند؟ بعد ببینیم که ما باید چه کنیم...
برچسبها: فاطمیه, روز ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها, حجاب و عفاف, دین, مسلمان, هوای نفس, مولینکس, روز قیامت, خدا, قرآن, اهل بیت, رهبر انقلاب, علما, مراجع, برهنگی, نماد تمدن, حیوانات, شهدا, امام خمینی, روز مادر
ادامه مطلب

شهادت مرگ نیست،بی مرگی است.
شهیدان به دردبخور ترین موجودات خاکی هستند. هرکه بیشتر به درد بخورد، به او درد بیشتری میدهند...
اگر کسانی نبودند که بتوانند شهید شوند، هیچ سنگی بر سنگی بند نمیشد...و هرکس که نتواند در پای حرف دین خود بمیرد، در حقیقت، بی دین است!
شهید پرده ی شهود را به کناری میزند تا آشکارا شهادت دهد: به هر چیز که باید گفته و دیده شود!
شهادت غیرت است. دین، شهادت را به دنیا آورد، تا بی غیرتی فرصت نیاورد که جهان را، پر بلا کند!
دین، محمد صلی الله علیه و آله است؛ و شهادت، حسین علیه السلام. «حسین منی، و انا من حسین»
شهادت، سرخ است. این سرخی، لهجه ی خونین سربریدگی و دل بریدگی و به راه افتادگی است؛ قنوتی عاشقانه با دلی موج خیز، در دستانی فرا گرفته؛ سفری خیزرانی با درک خون؛ افشای عاشورا، و انتشار کربلا.*
اگر شهادت نبود، (مشهد)خراب میشد.
اگر شهادت نبود، آینه ی شهود، ترک بر میداشت؛
اگر شهادت نبود، تشهد به جایی نمیرسید...
اگر شهادت نبود، دین خانه نشین میشد.
اگر شهادت نبود، هیچ کس غیرت نداشت!
اگر شهادت نبود، انقلاب را،شهادت،انقلاب کرد.
اگر کبریت احمر شهادت نبود، تکلیف مرد و نامرد را چه کسی روشن میکرد؟!
اگر شهادت نبود، انقلاب نبود...
...و اینک ماییم، در حضور شهیدان.
پنجره ی انسان، دیدگاه و نگاه اوست.
بدون پنجره ای روشن و باز، روبه روی خدا، نمیتوان، حرفی روشن و حنجره ای گویا، رو به مردم داشت.
راستی! ما چه میخواهیم بگوییم و بکنیم؟!
آیا این، درست، همان چیزی است که قادریم با تمامی استعداد و توان خویش از پنجره ی رو به خدا، که شهیدان برایمان گشوده اند،دریافت کنیم؟!
راستی!
اگر شهادت نبود...
بیـ... رنگـ... :
شهادت تنها مزد خوبان است...
"شهید سیّد مرتضی آوینی"
برچسبها: شهادت, مرگ, موجودات خاکی, درد, دین, شهید, غیرت, محمد صلی الله علیه و آله, حسین علیه السلام, قنوت عاشقانه, سفر خیزرانی, عاشورا, کربلا, مشهد, انقلاب, خدا, پنجره, شهید سیّد مرتضی آوینی
ادامه مطلب

